أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

225

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

رها كردن اسب براى ريختن ادرار و كثافات ، آن هم با شمشير بركشيده و خواندن آن شعر است ! نكتهء قابل تأمّل ديگر ، باز گرداندن حجرالاسود به محل اصلىاش بعد از يك دورهء طولانى است و اين گفتهء آنان كه « أخذناه بأمر و لا نردّه إلّابأمر » . « 1 » دلم مىخواست مىتوانستم ميان اين كفر كه در كثيف كردن مطاف خود را نشان داد با آن ايمان كه در آن جمله آمده و اين كه حجر را تنها با فرمان الهى باز مىگردانند ، بعد از آن كه با قدرت الهى گرفته‌اند ، جمع كنم ! نويسندهء تاريخ الإسلام السياسي از نسخه‌اى خطى كه در دارالكتب مصر است و از نُوَيريه بوده ، اما نامش را ياد نمىكند « 2 » نقل كرده است كه حمدان قرمط بر هر مرد و زنى ، پرداخت يك درهم را كه از آن با نام الفطره ياد مىكرد ، لازم كرد . هر فرد بالغى هم بايد دينارى مىپرداخت كه نامش الهجره بود . او اين مطلب را از اين آيهء قرآنى نتيجه گرفته بود كه فرموده : ى خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّيهِمْ بِها . ( سورهء يونس ، آيهء 103 ) همچنين خمس اموال پيروانش را با استدلال به آيهء ى وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ ( سورهء انفال ، آيهء 41 ) مىگرفت . صاحب مرآة الحرمين هم نقل كرده است كه نماز آنان چهار ركعت بود . دو ركعت پيش از طلوع خورشيد ، و دو ركعت پيش از غروب مىخواندند . آنان انبيا و از جمله حضرت محمد صلى الله عليه و آله را قبول داشته و پس از وى محمد حنفيّه را باور داشتند . قبله را هم به سمت بيت‌المقدس دانسته و دو روز در سال روزه مىگرفتند ! نبيذ را حرام و خمر را حلال شمرده ، غسل جنابت نمىكردند ! اما وضوى آنان مثل همين وضوى نماز بود . وى سپس از قرامطهء يمن ياد كرده و اين كه خطيب آنان روى منبر اين چُنين مىسرود : دف بزن و هَزار ( نوعى پرنده ) را به غنا فرا خوان و بنواز .

--> ( 1 ) . بنگريد : البداية و النهاية ، ج 11 ، ص 252 ذيل حوادث سال 339 ، سالى كه حجر را سرجايش برگرداندند . « ج » ( 2 ) . آل نويرى از خاندان‌هاى كهن مكه بوده ، و بيت آنان به علم مشهور است .